تاریخ ایل بختیاری

سفر نامه لایارد و محمد تقی خان چهارلنگ
نویسنده : محمدمهدی مسیحی - ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٢٠
 

سفر نامه لایارد در سنه 1258 که بدست یوسف مسیحی....


 

اگر آدمی به درستی و با دقت در تاریخ بنگرد و آن را مطالعه نماید ،الخصوص تاریخی که به واقیعیت نوشته شده باشد و شرح حال بزرگان و جانبازانی چون کورش و داریوش ،نادر و شاعباس کبیر ،یعقو لیث و بابک خرمن دینی ، ابومسلم خراسانی و مردوایج، افشین و شاهین ابیورد، آل خورشید و سردار اسعد هفت لنگ ، محمدتقی خان چهارلنگ  و علی مردان خان چهارلنگ ،خمینی کبیر و....متوجه میشویم که این سرزمین جاوید  با اقوام  مختلف و جغرافیای چهار فصل چرا و چگونه مورد تاخت و تاز  همسایگان و بیگانگان بوده و چگونه این بزرگان ایران زمین با دل و جراءت  تمام با یاران با وفای خود از این آب و خاک دفاع کردند وبا فتوحات خود دیت خیلی ها را از این آب و خاک کوتاه کرده و در بسیاری از موارد با تدبیر و مدیریت و درایت ناشی از دانش روز خود توانسته اند کسور را به پیش ببرند

اما متاسفانه در این میان هم در چندین مورد کشور به دست افرادی نالایق افتاد  که در تاریخ آمده است که چه بر سر آریایی تباران آمده است.

سفر نامه لایارد در سنه 1258 که بدست یوسف مسیحی چهارمحالی در 1320 ترجمه شده است  در تاریخ 800 صفحه ای سردار اسد بختیاری خود نمونه ای از دلیر مردی و درایت یک ایل مرد بزرگ بختیاری زمین  مانند محمد تقی خان چهارلنگ را به نمایش میگذارد که  هدف وی توسعه و ایجاد تجارت در ایران و خصوصا سرزمین ایالات بختیاری است که با مقاومت معتمدالدوله و شخص شاه قرار میگیرد و از طرفی  خواستار مالیات از ایلات و عشایر بختیاری میشود که محمد تقی خان مخالفت میکند و در نهایت  شاه وی را یاغی قلمداد کرده و خواستار جنگ با وی در سر زمین بختیار ی میگردد  وی دراین سفر نامه چنان در بختیاری غرق شده است که حتی بخوبی به گویش بختیاری حرف میزند و تمام آداب و رسوم و شادی و سوگواری و حتی غذا خوردن و مذهب این مردم را به رشته تحریر در می آورد .

لایارد  مسیر خود را از بروجرد و سپس الیگودرز –فریدن –اصفهان- بروجن-لردگان-مالمیر و قلعه تل و سپس مسجد سلیمان -شوشتر و دزفول- بهبهان -رامهرمز و بندر و سپس عراق  دنبال میکند و مدت مدید ی در خدمت خود محمد تقی خان چهارلنگ و بی بی خاتون خانم اولین هسر این خان بزرگ بوده و از بزرگ منشی و درایت این مرد به خوبی یاد میکند و فکربزرگی  که وی به سر داشت جهت توسعه راههای تجاری ایران و هند و مسیر خلیج فارس کاملا یاداشت برداری نموده است.

در یاد اشت های وی امده است مردمان ایالات بختیاری مردمی بسیار مهربان و مهمان نواز و خونگرم هستند و اگر چیزی از آنان درخواست میکردی با جان و دل به مهمان تقدیم میکردند و اگر به آنان اشرفی میدادیم خوداری میکردند و از مهمان پول نمی گرفتند و چون مرا عیسوی مذهب میدانستند کمتر با من غذا می خوردند و خیلی به علی ارادت داشتند و از مسیر های سخت که عبور می کردند همیشه یا علی میگفتند   ودر بسیاری موارد دور من جمع میشدند و خواستار دعا و درمان عزیزانشان بودند که من هم با تمام توان برایشان انجام دادم

خود خان بخوبی از من پذیرایی میکرد و هرقت مشکلی برایم پیش می آمد به خان شکایت میبردم و ایشان فورا اقدام میکرد چون همه نواحی بختیاری در سیطره محمد تقی خان بود و همه از کوچک و بزرگ از وی تبعیت میکردند واین برایم خیلی جالب بود..

 

نهایت سرگذشت محمد تقی خان چهارلنگ

 

مقر اصلی محمد تقی خان چهارلنگ در قلعه تل بود  هدف اصلی خان ایجاد را تجاری مابین بختیاری و دیگر دول دنیا بود زیرا سرزمین بختیاری مستعد همه نوع تجارتی در آن زمان بود . پشم گوسفند-انواع لبنیات-انواع شکار- انواع سبزیجات کوهی – انواع محصولات کشاورزی – دام- صنایع دستی از جمله فرش- انواع ابزار آلات کشاورزی و...

خان تمایل داشت که این راه از طریق شوشتر و دزفول  باز گردد و از طرفی دولت چون خواستار مالیات از عشایر شده بود و مردم عشایر هم توان پرداخت آن را نداشتند از این اقدام دولت سرباز زد و خواستار حذف مالیات از عشایر شد زیرا او میخواست که فشار این مالیات سنگین را بر عشایر تحمیل نشود این مورد کم کم به مذاق دولت وقت خوش نیامد و برای مقابله با خان آماده شد .

خان از این اقدام دولت نگران بود که  چه بر سر ایل و تبار بختیاری خواهد آمد از طرفی دیگر خان اصلا تمایلی به جنگ نداشت چون معتقد بود حتی نباید یک قطره خون از دماغ این مردم ساده پوش بیرون بریزد و حتی اگر شده خودم را تسلیم میکنم اما زیر بار این ظلم نمی روم.

و نهایتا رایزنی را شروع کرد با شیخ چعب مذاکره نمود از بزرگان ایل کمک گرفت و به ناچار بدون اینکه ایل را با دولت درگیر کند خواستار مذاکره شد اما آنها با حیله و کلک و قسم و قرآن دادن دونفر از معتمدان شاه وی را به دام انداختند و اسیر کردند وبه تهران بردند خانواده خان هم در اسارت خانگی در شوشتر حبس شدند  و ایل از حالت یک پارچه خارج گشت و بدین ترتیب خان در زندان رژیم به طرز نامعلومی دار فانی را وداع گفت و یادش تا همیشه در دل بختیاری خواهد ماند

وسپس  قدرت به دست خان برادر هفت لنگ جعفرقلی خان افتاد و نتیجه این خان بزرگ سردار اسد بختیاری بود که وقایع آن را کم و بیش اطلاع دارید.

متاسفانه خوانین به چند دلیل در اهداف خود ناکام می ماندند

یکی اینکه هرگز زیر بار و یوغ هیچ حکومتی نرفته  و حتی تا مقام شاهی میرفتند اما از بدست گرفتن قدرت خودداری می نمودند

دوم اینکه هیچ نویسنده ای در سرزمین بختیاری نبوده تا وقایع و افتخارات  آنها را ثبت و ضبط نماید تنها در سفر نامه ها که آن هم بیشتر فرنگی بودند اکتفا شده

سوم اینکه صداقت در گفتار و کردار و عدم سیاسی کاری آنان و گاها درگیری های قومی و محلی بین خود طوایف و سوء استفاده دول از این موضوع راه را برای تفرقه باز مینمود واین هم یکی از عوامل ناکامی آنان بود

مورد بعد اینکه همه دول گذشته از بختیار ها بخوبی برای رسیدن به اهداف خود کمک میگرفتند اما در مواقع تقسیم سهم حکومتی آنان را غافل گیر کرده و به حاشیه رانده میشدند

اما اکنون بختیاری بعد از این همه سکوت  نیرو های مستعدی چون  استادان دانشگاه ،پزشک،مهندس ،مدیر ،کارشناسان و نیروهای فنی کار و... دارد و انشالله در تلاش برای برگرداندن روحیه دلیر مردی و آداب و رسوم  و فرهنگ قومی خود هستند و تنها باید دراین راه همت بلند داشت و دست در دست هم دهیم به مهرتا ...


 
comment نظرات ()